رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت اول( معافیت سربازی )

خشم شب
رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت دوم( معافیت سربازی ( خشم شب ) )
مرداد ۲۲, ۱۳۹۷

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت اول( معافیت سربازی )

سربازی

رمان آنلاین خسته ام فصل اول قسمت اول( معافیت سربازی )

معافیت سربازی

 

خدایا خیلی خسته ام امروز تولد ۲۰ سالیگم هست و کم کم باید برم سربازی .ولی نمیخوام برم.

نمیدونم به کی رو بندازم هیچکسی رو ندارم ، آهان فهمیدم محمود میتونه کمکم کنه اون تو نظام هست و میتونه بهم کمک کنه از خدمت خودمو نجات بدم.

فردا حتما میرم پیشش.

صبح روز بعد با خوشحالی رفتم پیش محمود خدا کنه بتونه کمکم کنه تا معافیت سربازی بگیرم و به این خدمت اجباری نرم.

+سلام محمود جان.

_به به آقا رضا حالت خوبه راه گم کردی تو پاسگاه چکار میکنی.

+داداش به کمکت نیاز دارم.

_چی شده رضا جان مشکلی برات پیش اومده ؟

+آره داداش موقع الان دیگه ۲۰ سالم هست و نمیخوام برم خدمت .

+محمود همینجور که با خوشحالی از جاش بلند شد و میومد سمت بهم تبریک میگفت و میگفت مبارکه کم کم داری مرد میشی.

_+محمود جان شما دیگه چرا من نمیخوام برم الان امادگی این شرایط رو ندارم.

_خوب ببین رضا جان شما الان میتونی نری ولی بعدا باید خودتو آماده کنی…..

معافیت سربازی

+ با خوشحالی گفتم : جان داداش راست میگی ینی الان میتونم خدمت نرم ؟

_آره رضا جان البته نمیتونی الان معافیت سربازی بگیری ولی چون داری درس میخونی میتونی سربازی نری.

+با حالتی تمسخر آمیز گفتم بردار من خودم اینو میدونستم ولی من به دانشگاه علاقه ندارم و دیپلم رو هم گرفتم این ینی باید این راهو برم.

_درود بر آقا رضا حسابی تحقیق کردی.

+آره داداش الان یک ماهی هست که دارم در مورد معافیت سربازی تحقیق میکنم چن تا راه رو رفتم ولی نشد.

_خوب چرا دلو به در یا نمیزنی و نمیری خدمت؟

+داداش من من هزار تا کار دارم الان نمیتونم برم.

_به شوخی بهم گفت چه کاری داری بگو من انجام بدم؟

+هیچ کاری ندارم داداش  نمیخوام برم خدمت.

_ببین رضا جان معافیت سربازی به کسایی تعلق میگیره اگه دلیل قانع کننده ای برا معاف شدن داشته باشن.

شما همچین دلیلی داری؟

+مثلا چه دلیلی؟

_مثلا چشمات مورددی داشته باشه ، یه شنواییت خیلی باشه یا چه میدونم مشکل جسمی داشته باشی؟

+نه داداش هیچ مشکلی از این چیزایی که گفتی ندارم.

_با حالی خنده رو گقت مبارکه داداش پس باید بری خدمت.

+من که خدمت نمیرم حتی اگه شده میرم دانشگاه ولی خدمت نمیرم.

_خوب پسر خوب دانشگاه که فقط فاصله میندازه تو بعد از تموم کردن درست باید بری خدمت.

+اشکال نداره خدا بزرگه…

با حالتی ناراحت و ناامید از محمود خداحافظی کردم و رفتم خونه…..

اکثر دوستام که تو سن من بودن و علاقه به درس خوندن نداشتن خودشونو برا خدمت آماده میکردن؟

خدایا چکار کنم برم خدمت برم یا معافیت سربازی بگیرم؟

بلاخره تصمیم گرفتم بین بد و بدتر یکی رو انتخاب کنم…………..

معافیت سربازی

میرم دانشگاه.

درسته از دانشگاه هم بدم میاد ولی لااقل اختیارم دست خودم هست و کسی بهم دستور نمیده اگه نرم داشگاه دلیلی برای فرار از خدمت ندارم.

خلاصه این شد که من برا رفتن به دانشگاه آماده شدم.

خوب اگه راستشو بخوام بگم تو دبیرستان بچه درس خونی بودم ولی دوبرابر درس خون بودن شر بودم تو دبیرستان بهم خشم شب میگفتن :

دلیل این اسمی که روم گذاشتن از اینجا شروع شد که:

ادامه رمان در قسمت بعدی ( شروع خشم شب ). با شاپ یار همراه باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *